خرید بک لینک
در شبان غم تنهایی خویشعابد چشم سخنگوی توأممن در این تاریکیمن در این تیره شب جانفرسارایر ظلمت گیسوی توأم... شکن گیسوی توموج دریای خیالکاش با زورق اندیشه ، شبیاز شط گیسوی مواج تو ، منبوسه زن بر سر هر مو

برچسب: نویسنده: مریم شجاعی تاريخ: پنجشنبه 25 بهمن 1397 ساعت: 3:46

تا سحر ( = جادو )چشم یار چه بازی کند که باز
بنیاد بر کرشمه جادو نهادهایم
در گوشه امید چو نظارگان ماه
چشم طلب بر آن خم ابرو نهادهایم

گفتی که حافظا دل سرگشتهات کجاست
در حلقههای آن خم گیسو نهادهایم
https://telegram.me/Haoshyangha

برچسب: نویسنده: مریم شجاعی تاريخ: پنجشنبه 25 بهمن 1397 ساعت: 3:46

عروه و عفراعاشق و معشوقی که در شیفتگی نام آنها در ادبیات عرب و فارسی مانده است.هر دو از تیره « بنی عذره » بودند . عروه در کودکی پدرش را از دست داد . عمویش در پروردن او کوشید . عفرا دختر عموو همسال عر

برچسب: نویسنده: مریم شجاعی تاريخ: پنجشنبه 25 بهمن 1397 ساعت: 3:46

مهر ، کین ، شادی و... همگانی و جهانی است این واکنش ها را در گیاهان می بینیم .دانشمندان و آزمونگران توانسته اند با بهره جستن از « هوش گیاهی » ، پاره ای از گیاهان را دگرگون کنند . « لوتر بوربان

برچسب: نویسنده: مریم شجاعی تاريخ: پنجشنبه 25 بهمن 1397 ساعت: 3:46

لولئی ( کولی ) با پسر خود ماجرا میکرد که تو هیچ کار نمیکنی و عمر در بطالت به سر میبری. چند با تو گویم که معلق زدن بیاموز و سگ از چنبر جهانیدن و رسن بازی تعلّم کن تا از عمر خود برخوردار شوی.
اگر از من نمیشنوی به خدا تو را در مدرسه اندازم تا آن علم مرده ریگ ایشان بیاموزی و دانشمند شوی و تا زنده باشی در مذلت و فلاکت و ادبار بمانی و یک جو از هیچ جا حاصل نتوانی کرد. عبید زاکانی
https://telegram.me/Haoshyangha

برچسب: نویسنده: مریم شجاعی تاريخ: پنجشنبه 25 بهمن 1397 ساعت: 3:46

یکی از بزرگان عرب که مشهور به قباحت وجه و کراهت منظر بود ، زنی داشت به غایت صاحب جمال و حمیده خصال . روزی زن ، اورا گفت : یقین می دانم که من و تو هر دو اهل بهشتیم . گفت از کجا می دانی ؟ گفت : از آنجا که تو دایم شکل جمیل مرا می بینی و شکر می گویی ، و من وجه قبیح تو را می بینم و صبر می کنم ، شاکران و صابران اهل بهشتند ! لطایف الطوایف علی صفی
https://telegram.me/Haoshyangha

برچسب: نویسنده: مریم شجاعی تاريخ: پنجشنبه 25 بهمن 1397 ساعت: 3:46

با پیدایی مشروطیت ، طنزی حقیقی که لبه تیز خود را متوجه اجتماع و معایب عمومی جامعه ساخته بود در نثر ، پدید آمد . پیشوای طنزنویسان در نثر « دهخدا» بود .مضمون طنز دهخدا وضع سیاسی روز و چکونگی زندگی طبقه

برچسب: نویسنده: مریم شجاعی تاريخ: پنجشنبه 25 بهمن 1397 ساعت: 3:46

صفحه بندی